(آزاد)؛
My blogs
| Gender | Male |
|---|---|
| Introduction | ... «شدن» یا «صیرورت»، بسته به «آزادی» است چون انسان مجبور به اختیــار است نه موجودی در بنــد موجبیت یا همان جبـــر محتـوم تاریخی. به بیان استاد معاصر فلسفه در ایران، رضا داوری اردکانی: «این دو معنی را با هم جمــع مکنیم و مگوییم که تا حدی قدرت و اختیــار داریم و از جهاتی دست و پای ما بسته است. بشـــر در عین حال اهل تذکـر و غفــلت است؛ هرچه بیشتر در غفــلت فرو رود، بستگی او به زمانه و زمانیات محکمتر می شود و چون حــالِ تذکـر پیدا کند، دیگر در قیـد تعلقات نیست، تعلقـش کمــتر است و در حقیقت متفکران آزادگانند. بدون رسوخ در فلسفه و اُنس با شاعران، این حالِ تذکـر و تفـکر پیش نمی آید.»... فلسفـه و شعــر، اندیشه و هنــر و یا همان عقــل و عشــق، دو یـار دیرینۀ حضـور در پیشـگاه حقیقتند اگر قبلۀ طریق، پیوسته او باشد و بس: «و الی الله المصیر» (نور، 42)... مسیر «شـــدن» به نزد من، صراط مستقــیم هـدایت است و خط سبــز شناخت؛ و یگانه راهی که به رهـــایی می انجـامد؛ |
